چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۲
از تشییع تا بعثت؛ روایت بازگشت یک ملت به عهد بندگی

حوزه/ تشییع پیکر رهبر شهید، حادثه‌ای حیرت‌انگیز بود که انسان را از روزمرگی به عهد ازلی بندگی بازگرداند. این حضور عظیم، رزمایشی تاریخی در برابر کفر و نمایش استعدادهای نهفته انسان معاصر بود. رهبر شهید با شهادت خود، الگویی جهان شمول از ایستادگی بر جای نهاد.

خبرگزاری حوزه | تشییع پیکر رهبر شهید و قائد عظیم‌الشأن ایران، از حوادث حیرت‌انگیز و غیرقابل باوری است که شاید به دلیل حجاب معاصرت، سال‌ها نتوانیم به ابعاد حقیقی آن و حقیقتی که در پس این واقعه عظیم نهفته است، دست پیدا کنیم؛ به تعبیر حافظ:

کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
آن قدر هست که بانگ جرسی می‌آید

شاید راز این تشییع بزرگ را بتوان در همان سخن حکیمانه و الهام‌بخش رهبر شهید پیش از شهادتشان جست‌وجو کرد؛ آنجا که فرمودند: «خداوند مردم را مبعوث می‌کند.» بعثتی که در اوج خود به میثاق با ولی خدا و با بزرگمردی الهی در قامت نیابت امام زمان(عج) می‌رسد. این تشییع باشکوه و بی‌نظیر، بازگشت انسان حیرت‌زده زمان ما به روزگار وصل خویش و بازگشت به رتبه‌ای است که آدمی مست توجه به خدا بود و روزمرگی‌ها او را از آن عهد دور نکرده بود.

این حضور عظیم انسان‌های خودآگاه در تشییع پیکر آقا گویی بازگرداندن آب رفته از جوی بود؛ ملتی که زیر فشارها، تهدیدها، تحریم‌ها و اقتضائات زندگی مدرن و مادی‌گرایی در مرداب روزمرگی‌ها گرفتار شده بود، به ناگاه با نفس‌های مسیحایی مردی الهی چون امام راحل بیدار شد و شاگرد بزرگ و خلف صالح او، رهبر شهید، این بیداری را استمرار بخشید.

اما این بیداری همچون آتشی زیر خاکستر بود که شهادت قائد شهیدمان خاکسترها را کنار زد و انسان را دوباره به عهد ازلی بندگی خویش بازگرداند.
تشییع پیکر قائد شهید(قدس سره)، یک همایش و اجتماع بزرگ و بی‌سابقه بود؛ اما در عین حال، یک رزمایش و صف‌بندی تاریخی در برابر جریان کفر نیز به شمار می‌رود. انسان معاصر در این واقعه توانست بار دیگر خود را در آینه انسان کامل مشاهده کند و استعدادها و انرژی‌های متراکم وجودی خویش را به نمایش بگذارد.

در جنگی که همزمان با شهادت رهبر شهید آغاز شد، مردم با همین برانگیختگی وجودی برخاسته از خون پاک او، در برابر بزرگ‌ترین قدرت‌های ظاهری جهان ایستادند و با وجود زخم‌ها و سختی‌ها، سربلند از این میدان بیرون آمدند.
آنچه در این تشییع رخ داد، بیش از آنکه یک اتفاق آفاقی باشد، یک تحول انفسی و رستاخیز انسانی بود؛ برخاستن انسان‌هایی که افکار و آرمان‌های اصلی‌شان زیر فشار تهدیدها و روزمرگی‌ها به انجماد ناامیدی کشیده شده بود که با تلنگری که با خبر شهادت آقا خوردیم وجه بزرگ وجودی مان آشکار شد. این همان دعوت الهی ﴿قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَی وَفُرَادَی﴾ (سبأ / ۴۶) بود که مردم با گوش جان شنیدند و به آن لبیک گفتند.

امروز در غم جانکاه فقدان رهبر شهید(قدس سره) می‌سوزیم، اما در وجودمان سرشار از ابتهاج، سربلندی و افتخاریم که به فضل الهی این راه نورانی و البته طولانی را پیموده‌ایم و به قله نزدیک‌تر شده‌ایم. قائد شهید، راهنمای قله‌های انسانیت در روزگار خودفراموشی انسان‌ها بود و میراثی بر جای گذاشت که می‌تواند جهان را از نظر فکری، معنوی و عاطفی تغذیه کند.

او دیگر تنها متعلق به ملت و جغرافیای ما نیست؛ بلکه با جنس ایستادگی و مرگ سرخش، به الگویی برای همه آزادگان جهان تبدیل شد و راه حریت و جوانمردی را برای انسان‌های آزاده هموار کند. از این به بعد حضرت آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای(قدس سره) یک اسوه و اسطوره جهانی است که قطعاً اگر قبیله اپستین از چنین عظمت جهانشمولی مطلع بود، هرگز دست به این جنایت نمی‌زد.

﴿وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا﴾
(مریم / ١٥)

علی سرلک، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه هنر ایران

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha